دل كوچولو
...
نگاه کن ! لب های نیمه بازم به بهانه دعوت لب های تو از هم دور شده اند و این نفس ها که بیشتر از همه رسوایم میکنند پاهایت تر شده اند این تر شدن تب آلود را دوست دارم و لغزیدن آرام انگشتانم روی شانه های مردانه ات تا گُر گرفتنم چیزی نمانده و تو خوب میدانی بوسه هایت چه هیزمی به این آتش میریزد... تمام شب های سیاه گمان میکردند پاهای خورشید به خواب رفته تازیدند به شب بوهای خواب زده اما سلام آفتابگردان کابوس مرگشان شد اینجا هوای ِ انتظار ِ ثانیه ها خسته تر از عبور بی طاقت هیــــــــــــــــس !!!!!! نه راحت باش خواب زمان سنگین تر از اون شده که با هیاهوی تو بیدار شه هنوز مهتاب واسه شب بوها لالایی میخونه این شبها ستاره ها هم آرومتر چشمک میزنن به یاد روزهایی که " فردا " برام بی معنی بود و از مادرم میپرسیدم : پس کی
میریم؟ ---- : شب بخوابیم ، صبح بیدار شیم میریم حالا این دل کوچولو ازم میپرسه : پس کی میریم؟ ---- : شب بخوابیم ، صبح بیدار شیم بازم شب بخوابیم ، صبح بیدار شیم دوباره شب بخوابیم ، صبح بیدار شیم ............ ــــــــــــیدار شیم ....
| Design By : Night Skin |


