|
ديگر به آينه نگاه نميكنم
در انبساط تنهايي
آدم ديروز
چه
ساده مي انگارد آفتابگردان كه
در اين گمان است خورشيد به دلتنگي او طلوع ميكند و
او معصومانه و بي امان بوسه
هايش را از
مشرق تا مغرب فقط
و فقط نثار خورشيدي ميكند كه
به عشق بازي با زمين آمده است.
|
About![]()
این منم مانده در این کلبه تنگ
Home
|